عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

125

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

روى آن نوشته شده است به او بدهد ولى حفصه از اين كار خوددارى كرد . سالم بن عبد اللّه مىگويد : وقتى حفصه از دنيا رفت و از خاك سپارى او باز گشتيم ، مروان ، عزيمه را نزد عبد اللّه بن عمر فرستاد تا آن صحيفه‌ها را به دست او بفرستد ؛ وقتى صحيفه‌ها به دست مروان رسيد ، دستور داد تا آن را تكه تكه نمايند « 1 » . با توجه به اين كه در تعداد مصاحفى كه عثمان آنها را به شهرها فرستاد ، اختلاف است ولى مشهور آن است كه پنج مصحف بوده است ولى به روايتى چهار تا و به روايتى هفت تا و يك عدد در مدينه ماند « 2 » . مسأله‌اى كه اكنون لازم است به بحث دربارهء آن بپردازيم ، اهميت عمل عثمان از جنبهء قرائت است ، اگر عمل عثمان به نسخه بردارى مصاحفى چند از مصحفى ، محدود باشد كه آن را زيد در روزگار ابو بكر نوشته است ، اين عمل چه ارزشى داشته است ؟ براى اين كه محتواى اين عمل را به خوبى درك كنيم ، بايد به آنچه كه در دوران ابو بكر بود ، يعنى گردآورى قرآن توسط او باز گرديم . وى قرآن را در صحيفه‌ها حفظ كرده بود و شايد اين كار از جانب ابو بكر براى روزگار نياز به قرآن بوده باشد . امّا تقدير به او مهلت نداد و بمرد و آن نسخه‌ها به عمر منتقل شد . روزگار عمر هم استمرار روزگار ابو بكر بود و در آن روزگار مردم نيازى به عمومى كردن اين مصحف نداشتند چون سفرهاى حافظان ( از صحابه ) محدود بود و بعدها هم آثارى از اختلاف در حروف [ قرائتهاى ] قرآن ، آن گونه كه در روزگار عثمان بود ، ظاهر نگشت . بلكه در روزگار عثمان هم ، حدود 6 سال با آرامشى نسبى از چنين اختلافاتى سپرى گشت . وقتى اين اختلافات اوج گرفت ، عثمان و صحابه تصميم گرفتند كه اين مصحف جمع شده را در سطحى وسيع منتشر سازند . معناى اين سخن - چنان كه منطقى هم به نظر مىرسد - آن است كه مصحف ابو بكر به حرف واحدى نوشته شده بود ، چنان كه قبلا در رابطه با نوشتن كاتبان وحى در روزگار پيامبر [ ص ] به اين مطلب اشاره كرديم . زيد بن ثابت بنابر آنچه كه در احاديث صحيحى « 3 »

--> ( 1 ) ابن ابى داوود السجستانى ، المصاحف ، ج 1 ، ص 25 ( به اختصار ) . ( 2 ) جلال الدين السيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 60 . ( 3 ) محمد بن اسماعيل البخارى ، صحيح البخارى ، ج 3 ، صص 196 - 197 و نيز جلال الدين السيوطى ، الاتقان ، ج 1 ،